شهدا شرمنده ایم ...
شهدا
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ توسط نجیبه



نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ توسط نجیبه

کاش از ما نپرسند!

ای کاش از ما نپرسند که بعد از شهدا چه کرده ایم؟!

از این سوال سخت شرم دارم. از اینکه اینقدر رفاه زده ام.

از صدای خواب آلوده ام شرم دارم.

اصلاً مگر صدای خواب آلود من به گوش کسی خواهد رسید.

و می دانم که اگر امروز با جماعت شهدا مواجه شوم همان کلام نورانی

امیرالمومنین علیه السلام را خواهم شنید؛ آنجا که به مردم دنیا طلب کوفه فرمودند:

سوگند! اگر ما هم مثل شما (راحت طلب) بودیم،عمود دین برپا نمی شد.درخت

اسلام خوش شاخ و برگ و خوش قد و قامت نمی شد. به خدا قسم از این به بعد

خون خواهید خورد و... ( نهج البلاغه / خطبه ۵۶)

می دانم که اگر با شهدا مواجه شویم آنان خواهند گفت:

اگر ما هم مثل شما پای ارزش های انقلاب کوتاه می آمدیم،امروز نهال انقلاب به

این شجره طیبه ، تبدیل نمی شد. شجره ی زیبایی که اصل آن ثابت و شاخ و برگ

آن در آسمان هاست.

اما احساس می کنم باید باز خوانی دوباره ای از فرهنگ جهاد و شهادت داشته

باشیم تا خود را به راه و رسم مسافران ملکوت نزدیکتر نماییم.



نوشته شده در تاریخ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط نجیبه
 

 

 

ساده نگذر از کنار پوتین های بی پا

که پاهایشان بدن ها را بردند

تا تو آسوده قدم برداری



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ توسط نجیبه

 

چادرم...

چه خوب است که

نه رنگت از مُد می افتد

نه مُدلت

چادرم از ثبات توست که من شخصیت پیدا میکنم....

 رنگ سال هر رنگی که می خواهد باشد

رنگ ما مشکیست...

مگر نه بانو ... ؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ توسط نجیبه

 

بـانـوی شهر من ... ؟؟؟

 

بعید میدانم مقابل نگاه مردم شهر و میان

کوچه و بازار و محله هایش کسی با پوشیدن

 ســــــــــــــــاپورت 

 در روز رستاخیز نیز   support  شود

 انتخاب با توســـــــــــــــــــــت

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ توسط نجیبه



نوشته شده در تاریخ جمعه سیزدهم تیر ۱۳۹۳ توسط نجیبه



نوشته شده در تاریخ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ توسط نجیبه



دو خط که دو طرف عدد قرار میگیرند│ - │

          و مثبت می کنند عدد را

            حتی اگر منفی باشند

        دو خط که اسمشان قدر مطلق است

     چادر من

     قدر مطلق من است

    چه خوب باشم چه بـــــد

از من انسانی خوب می سازد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ توسط نجیبه


من حق دارم ایام فاطمیه لباس مشکی تنم کنم (حتی تابستون)

 و کسی حق ندارد به من بگوید تو همش در غم و ماتم به سر می بری!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم محرم که می شود زنگ تلفن همراه خودم را مداحی بگذارم

 و کسی حق ندارد به من بگوید تو انسان افسرده ای هستی!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم عکس شهید را به عنوان پس زمینه گوشی ام انتخاب کنم

 و کسی حق ندارد با دیدن عکس شهید به من پوزخند بزند!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم به جای سینما رفتن شبهای جمعه گلزار بروم

 و کسی حق ندارد به تمسخر بگوید که شماها را فقط باید در قبرستان پیدا کرد!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم که دوست نداشته باشم اسم بازیگرهای هالیوودی

 و فوتبالیست ها ی خارجی را بدانم

 و کسی حق ندارند من را انسان عقب افتاده ای بداند!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم هر کجا عکس رهبرم را دیدم به او ابراز ارادت کنم
 
و اشکهایم جاری بشود به خاطر مظلومیت های آقا

 و کسی حق ندارد چپ چپ به من نگاه کند!

من یک دختر مذهبی هستم …

من حق دارم توی خط واحد بجای گوش دادن اندی و ….، مداحی حاج منصور گوش بدم 

و حق دارم وقتی راه میرم بجای اینکه زل بزنم تو صورت پسرای مردم سرم پایین باشه 

و کسی حق ندارد به من بگوید ” چقدر املی “!

من یک دختر مذهبی هستم …

من معنای لذت بردن از زندگی را می دانم…

من یک دختر مذهبی هستم …

من معنای شادی و خنده را می دانم…

من یک دختر مذهبی هستم …

من انسان غمگین و افسره ای نیستم…

من یک دختر مذهبی هستم …

من از زندگی به شیوه خودم لذت می برم…



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ توسط نجیبه


قالب وبلاگ